زلزله‌ی چین

tanshan1976.jpg

Tangshan_Earthquake_Photo_2.jpg


هفته‌ی گذشته بر اثر زمین لرزه‌ای هفت ریشتری هزاران نفر در چین مردند. روز اول آمار کشته‌ها دوهزار نفر بود و روز سوم، به سه‌هزار نفر رسید و امروز خبرها حاکی از آن است که کشته‌های این زمین‌لرزه بیش از پنج‌هزار نفر هستند. گفتنیست زلزله به مدت ۱۵ ثانیه به طول انجامید. که در قیاس با زمین لرزه‌های بزرگ دیگر مثل بم بسیار عمیق تر است. زلزله ی بم ۵/۶ ریشتر بود و ۹ ثانیه. اما این زلزله ۸ ریشتر و ۱۵ ثانیه.

قاتلی که کشت بی تقصیران
آن‌ها تقصیر به گردن ندارند. مردمی کوچک. چشم هایی بادامی. لب هایی بسته. دست هایی بریده. همه‌ی آن‌ها بی‌تقصیرند و شکلشان شبیه به مقصرانی بزرگ است. صورت را نگاه می‌کنی و شکافته‌خواهی‌شد از دیدن این چشم‌های گریان. به خود نگاه می‌کنی و فکر می‌کنی چشم‌ها وقتی می‌گریند کوچک می‌شوند. به آن‌ها نگاه می‌کنی و چشم نمی‌یابی. حفره‌ای سیاه که از آن اشک می‌ریزد. لب‌ها را بر هم می‌فشارد تا تو او را نفهمی. تا به فکرت نرسد این انسان گریه می‌کند. دور و بر او خرابه‌ها را ویرانه می‌یابی. لرزش وجودش را حس می‌کنی. دردناک بودن حادثه را در صورتش به چشم می‌بینی. جسد می‌بینی و جسدها خواهی‌دید. اگر کمی در این جا تامل کنی. مرگ را خواهی‌یافت. مرگ بی‌تقصیران. مرگ آن‌هایی که مرده‌اند. اما هر مرگی قاتلی به همراه دارد. قاتل گاهی جنگ، گاهی ترس و قاتل گاهی یک بیماریست. اما گاهی به مردن در زمین لرزه فکر می کنی و قاتل نمی‌یابی. هر قتلی را می‌توانی جلوگیری کنی. می‌توانی به قطب شمال بروی تا جنگ نباشد. می توانی به قطب جنوب بروی تا ترس نباشد. می‌توانی مثل کردها لباس بپوشی تا بیمار نشوی. تا به حال فکر کرده‌ای برای سیل هم چاره وجود دارد؟ تا به حال فکر کرده‌ای برای طوفان هم چاره‌ای وجود دارد. آری. چاره‌اش سفر به قطب شمال و جنوب است. اما قاتلی که هیچ انسانی نمی تواند جلویش را بگیرد چیز دیگرست. زلزله. زمین می لرزد. هرکجا که تو باشی. زمین می‌لرزد به هرکجا فرار کنی. زمان و مکان نمی‌شناسد. به یاد زلزله‌ی بم خواهی‌افتاد، که همه مردند و همه ساکت شدند؟ به یاد زلزله‌ی شیلی خواهی‌افتاد که رحم در کارش نبود؟ به یاد رودبار خواهی‌افتاد؟دستت را دراز کن تا من دستت را لمس کنم. دست هایت از ناراحتی باید بلزد. به یاد همین نزدیک باشی و به تاریخ فکر نکنی به روزهای اخیر فکر کن که مردم مردند در چین. باید خودت را کنترل کنی. مقصر تو نیستی که سی و پنج هزار نفر ناگهان می‌میرند. تقصیر ما نیست که ثانیه بر ثانیه نفر به نفر بر نفرات این کشتار جمعی اضافه می‌شود. و تو خودت و من را مقصر نخواهی‌دانست که آن ها مردند. تو زمین را مقصر خواهی‌دانست که ناگهان لرزید. سوالت را می‌پرسی: زمین اختیارش به کیست؟ صحنه ها را با چشم می‌بینی که ناگهان بچه ها مردند. می‌دانی از سال ۱۹۸۵ هیچ کس در کشور چین حق ندارد بیشتر از یک فرزند داشته باشد؟ و تو به عکس‌های زمین لرزه می‌نگری. مادری کوچک. صورتی جمع شده. حفره‌های خیس. لرزشی شدید. در دست هایش قابی عکس. در عکس؛ صورتی کوچک. چشم‌هایی ریز. این موجود دفن شده زیر تیرآهن های خشن چیزی نیست جز یک کودک کوچک. بر صورتش می‌بینی: لبخندی باشکوه. به شکوه یک امپراطوری لرزان و بی تقصیر.

1_EARTHQUAKE_461.jpg

china_rescue.jpg

۲ خرداد ۱۳۸۷





نظر خوانندگان:


صالح  [www|@] :   (دوشنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۲:۱۴ صبح)

لطفن از عکسهای مجسمه ها و مینیاتور های به درد نخور کمتر استفاده کنید. متلن برای خیام می شود از یک نگارگری دوره ی تیموری استفاده کرد به جای عکس یک مجسمه ی بی ریخت.
خلاصه اینجوری آقای حافظی.


صالح  [www|@] :   (دوشنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۲:۱۹ صبح)

ضمنن واکنش آقا سعید به زلزله و سیل و طوفان برای من بسیار جالب است. این می تواند ریشه ی یک کار هنری یا نوشتاری خوب باشد.


















لطفاً دو کلمه‌ی زیر را با یک فاصله (space) بین آن‌ها وارد کنید (برای جلوگیری از spam):





خزه تنها مسئولیت اخباری را به عهده دارد که از عنوان «اختصاصی خزه» برخوردار باشند.